تبليغاتX
دلتنگی با طعم شادی
یه دیوونه الکی خوش
عید همگی مبارک

+ نوشته شده در  90/01/01ساعت 11 AM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 




ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/12/11ساعت 10 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 


چی بگم والا
+ نوشته شده در  89/06/13ساعت 9 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 

این شعری که می بینیاز اشعار مزخرف خودم.فکر نکنید که اعتماد به نفس ندارم..نه.. من این شعرو 3/11/1387 سرودم و الان پیداش کردم وقتی نگاه کردم فهمیدم چقدر بی خوده.......................

 

توی خوابی ؟یه سرابی؟ یا یه رویای کشنده؟             توخود کابوس مرگی واسه عشق های زننده

 

  تویه رویایی برام توی این زمان هستی               حالا یه کابوس مرگی تو مرز عشق و شکستی

 

توکه حرمت نمی ذاری واسه یه عشق خدایی              توکه قدرت نمی ذاری واسه عاشق الهی

 

نه تو عشق نیستی و هستی هوس خواب رهایی             تو خود ابلیس هستی , ظلمت راه جدایی

 

                                                                               روشنک .خ(گمنام به دنبال نام)


+ نوشته شده در  89/05/22ساعت 9 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 
فکر می کنید 50 سال دیگه در شبکه دو اخبار 20:30 چه جوری میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


0 سال بعد ، خبر ساعت 20:30 ......
سلام و صلوات بر محمد وال محمد... (و بعد از قراءت سوره بقره) اخبار امشب را به صمع و نظرتان میرسانیم......:



* قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.

* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز فیل .. تر نشده اند به سه عدد رسید.

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت ...... به قولی......

* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش داده و آنرا از 63% به 62.5% برساند.

* یکصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود.

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.


* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد.

* به علت برخی مشکلات و نواقیص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.

* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.

* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد.

* 70 درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالیست که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد.

* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.

* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده اند

beggars-problem

+ نوشته شده در  89/05/20ساعت 9 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 
سال 3000 به روایت تصویر bo2aks.com

  سال 3000 به روایت تصویر bo2aks.com



 نوزادی سال 3000 به روایت تصویر bo2aks.com
برای دیدن ادامه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/04/12ساعت 11 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 

مهمان دار  هواپیما میگوید:

با درود  شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران

خوشامد میگویم و برایتان سفر آخرت خوشی را آرزو میکنم.


برای رعایت نکات ایمنی ، همواره کمربند شلوار خودتان و بغل دستی تان را

در تمام مدت پرواز بسته نگه دارید و از کشیدن سیگار و قلیان خودداری

فرمایید.


اگر در هوای داخل کابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای

سرتان به پایین می افتد که رویش نوشته: جانم فدای ایران. فورا آنرا

برداشته و ایرانی منش وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از

دربهای اضطراری یعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و یک درب در

وسط هواپیما به بیرون پرت شوید.

توجه داشته باشید که در همه حال حجاب اسلامی را رعایت کنید حتی در

موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یک بسته کفن در زیر

صندلی شما قرارداده شده که آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین

بپوشید.

از کلیه مسافرین محترم و عاشقان و جان نثاران شهادت خواهشمندم در

طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و

چرتکه و ماشین حساب اکیدا خودداری کنید.

برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میکنم. ناراحت نباشید این شتری است

که درب خانه همه میخوابد. یکی زودتر یکی دیرتر. خوشا به سعادت شما

که سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید.

اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهایتان لازم داشتید ما نداریم باید

همراه خودتان می آوردید.

در طول پرواز، همکارانم از شما پذیرایی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم

سینه زنی و نوحه خوانی داریم.

تسبیح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقدیم خواهد

شد.


 

+ نوشته شده در  89/03/31ساعت 5 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 

چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه بعد پرستار وارد اتاق مي‌شود و سلام مي‌كند. به او مي‌گوييد، گوشي موبايل‌تان را مي‌خواهيد. از اين‌كه به خاطر يك تصادف كوچك در بيمارستان بستري شده‌ايد و از كارهايتان عقب مانده‌ايد، عصباني هستيد. پرستار، موبايل را مي‌آورد. دكمه آن را مي‌زنيد، اما روشن نمي‌شود. مطمئن مي‌شويد باتري‌اش شارژ ندارد. دكمه زنگ را فشار مي‌دهيد. پرستار مي‌آيد.

«ببخشيد! من موبايلم شارژ نداره. مي‌شه لطفا يه شارژر براش بياريد»؟
«متاسفم. شارژر اين مدل گوشي رو نداريم».

«يعني بين همكاراتون كسي شارژر فيش كوچك نوكيا نداره»؟
«از 10سال پيش، ديگه توليد نمي‌شه. شركت‌هاي سازنده موبايل براي يك فيش شارژر جديد به توافق رسيدن كه در همه گوشي‌ها مشتركه».

«10سال چيه؟ من اين گوشي رو هفته پيش خريدم».

«شما گوشي‌تون رو يك هفته پيش از تصادف خريدين؛ قبل از اين‌كه به كما بريد». «كما»؟!


 روشنک:به نظر خودم داستان واقعا باحالیه .اما نظر شما شرطه دوستان عزیز. حتما ادامه شو بخوونید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/03/19ساعت 10 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 

فکر کردم حالا که داریم به امتحانات آخر ترم نزدیک میشیم.بعد نیست این پست و بذارم....

لدعا فی لیالیّ الامتحانیه

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.


الذین لا یعلمون و لا یستطیعون ان یقرأ فی لیلة واحدة کل الکتاب المخوفة


القطورة و الجزوات الزیراکسیه.


  دروساً لا ینفع فی الدنیا و الاخره (و فی الموضوعات العملگیّة تغنی محل


اشتغالنا).

اللهم انجنا من البلیّات الذی ینزل علینا ببرکة الاساتید و الامتحاناتهم الذی


ینتزل المعدل تحت خطوط المشروطیّه.


اللهم انّا نسألک اللّغو کل الامتحانات و الکوئیز فی کل تروم (اینجا همه بگن آمین)


و لا تکلنا الی انفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذی یجذبنا الی المنجلاب


المشروطیة طرفة عیناً ابداً و نعوذ بک من پروجات.


آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه


+ نوشته شده در  89/02/30ساعت 1 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.

کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»

رییس پرسید: «بابا خونس؟»

صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»

رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»

ـ بله

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

دوباره صدای کوچک گفت: «نه»

رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»

کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»

رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: «آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»

 

 

کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»

ـ مشغول چه کاری است؟

کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»

رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»

 

صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر» رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟

کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»

رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آنها دنبال چی می گردند؟»

کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من».
+ نوشته شده در  89/02/08ساعت 9 PM  توسط روشنک.خ(گمنام به دنبال نام) | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با چشمان تو مرا به الماس ستاره ها نیاز نیست به آسمان بگو (شاملو)
سلام ورود شما را به وبلاگ خصوصی ام خوش آمد می گویم امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید.
نام:روشنک.خ لقب:گمنام به دنبال نام متولد:1374

نوشته های پیشین
فروردین 1390
اسفند 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
دی 1388
آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آرشیو موضوعی
کتاب دوستان بیان تو
روانشناسی های مختلف
مقدمه
مساحت رنج
احساسی و عاشقانه
طنز و سرگرمی
پیوندها
پگاه(تنها در تاریکی... )
هنگامه(رها)
شیما(زندگی، رنگ خيال بر رخ تصوير آب بود )
ملیکا (ملکه بهار)
ماه شاد(secret moon)
موژان (...پرواز با دست نوشته های موژی...)
هانیه(فریادهای خاموش...)
◄♂♀ 5 وارونــــــــــه♀♂►
زندگی با نون اضافه (نازنین جیگر طلا)
غزاله(کسی که مثل هیچکس نیست...)
هانیه(دختر تابستانی)
سبا(GOLSA)
وبلاگی برای باستان دوستان ایرانی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM